مادر سر چشمه گیتی...
غنچه ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه گلبرگان سرخ آن او که همچون خون مادر است ، بیرون جهید و خود را در آسمان بیکران آبی سوار بر بال پرنده محبت دید.
آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی است؟ مادر کیست که زمزمه محبتش لالایی اوست؟
مادر آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان آبشارها و صدها گل زیبای یاسمن بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش آن را تکان می دهد...
مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش هم چون مرغ غزل خوان در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار است و استواریش همچون کوهی بر دل خاک...
روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت.
مادرم:
قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند...
چون هستي من ز هستي توست تا هستم و هسـتي دارمت دوست
مادر گوهر گرانبهايی است؛بی مثل در آفرينش

نيمي از من مال تو
نيم ديگر هم مال تو
تمام قلب و احساسام وقف تو
به خدا دگر چيزي ندارم
همان هم مال تو
جان ناچيزم فداي موي تو
مادرم
اي عصاره ايمان
اي چكيده ايثار
اي خود عشق
عاشق بودن و عاشق ماندن
را به من هم بياموز

مادر مهربونم
عزيز خوشزبونم
تو گل بيخار مني
رفيق من ، يار مني
وقتي كه غصه دار باشم
فقط تو غمخوار مني
اي جان من فداي تو
بهشت به زير پاي تو
ميلاد دختر نبي
فاطمه همسر علي
مبارك است براي تو
از ته دل بهت ميگم
دوستت دارم هميشه
براي روز مادر،
هر كادويي بگيرم
قابل تو نميشه

در بيابانی دور
که نرويد جز خار
که نتوفد جز باد
که نخيزد جز مرگ
که نجنبد نفسی از نفسی
خفته در خاک کسی
زير يک سنگ کبود
در دل خاک سياه
ميدرخشد دونگاه
که به ناکامی از اين محنت گاه
کرده افسانه هستی کوتاه
باز ميخندد مهر
باز ميرقصد ماه
باز هم غافله سالار وجود
سوی صحرای عدم پويد راه
با دلی خسته و غمگين همه سال
دور از اين جوش و خروش
ميروم جانب آن دشت خموش
تا کشم چهره بر آن خاک کبود
تا دهم بوسه برآن خاک سياه
وندر اين راه دراز
ميچکد بر رخ من اشک نياز
ميدود بر دل من زهر ملال
منم اکنون و همان راه دراز
منم اکنو و همان خاک سياه
مادر ای مادر خوب
اين چه روحيست عظيم
که پس از مرگ نگيرد آرام

قلب مادر
داد معشوقه به عاشـق پیغام * که کــند مــــادر تو با مــن جــنگ
هر کـجا ببیـــندم از دور کـــند * چــهره پرچــیـن و جـبین پر آژنــگ
با نـــگاه غضــب آلـــوده زنــــد * بـــر دل نازک مــن تــــیر خـــدنگ
از در خــــانه مـــرا طــرد کـــند * همچو سـنگ از دهــن قلماسنگ
مادر سـنگ دلـت تا زنده است * شهد در کام من و توست شرنگ
نشــوم یک دل و یک رنگ تو را * تا نســـازی دل او از خـــــون رنـگ
گر تو خواهی به وصالم برسی * باید این سـاعت بی خوف و درنگ
روی و سینه ی تنـــگش بدری * دل بـرون آری از آن سینه ی تــنگ
گرم و خونین به منـش باز آری * تا بـــــرد ز آیــنـه ی قـــلبم زنــــگ
عاشــــق بی خرد نا هـــنــجار * نه بَل آن فاسق بی عصمت و ننگ
حــــرمت مـــادری از یاد بــــبرد * مســـت از بـــاده و دیــوانه ز بنگ،
رفـــت و مــادر را افکند به خاک * سیـــنه بــدرید و دل آورد به چــنگ
قصد سر منزل معـــشوقه نمود * دل مـادر به کَفـَــــش چون نارنـــگ
از قضــــا خورد دم در به زمـــین * و انـــدکی رنــــجه شــد او را آرنگ
آن دل گرم که جان داشت هنوز * اوفـــــتاد از کــــف آن بی فـــرهنگ
از زمین چو باز برخاســـت،نـمود * پــــی برداشــــــتن دل، آهـــنـــگ
دیـــــد کز آن دل آغشته به خون * آید آهســــته بــــرون این آهنگ:
آه دست پسرم یافت خراش! * وای پـای پسرم خورد به سنگ!


مادر عزيز در برابرت كويري تشنه هستم
ودر انتظار باران محبتت غنچه اي هستم در دستان گرم تو
كه با اشكهاي پاكت سيراب مي شوم .
در درياي بي كران چشمانت پاكي وعشق را ديده ام و مي خواهم
چون كبوتري سبكبال در پهنه اين آسمان پرواز نمايم .
و اكنون از تولد مهر صداي بلبلان ترانه ساز زمين است و
اين ترانه نوايي است كه قلب هاي آدميان را به تپش وا مي دارد.
پس مادر اي مهربان ترين پيوند ، هستي ام به عشق تو زنده است
و رأفتت و شهامتت در قلب انسانيت حك شده است.
و تو را اي ُدرج بينواي مرواريد خِرد
چگونه بايد در اين بُرهه از زمان نمايان ساخت
كه قصه شجاعت و ايمانت از تمام شمع ها فروزان تر است
روزت را همواره ارج مي نهيم
و رايحه ايثار و محبتت را در جانمان مي ستاييم .



مردي مقابل گل فروشي ايستاده بود و مي خواست دسته گلي براي مادرش که در شهر ديگري بود سفارش دهد تا برايش پست شود.
وقتي از گل فروشـي خارج شد، دختري را ديد که روي جـدول خيابان نشستـه بود و هق هق گريـه مي کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد: دختر خوب، چرا گريه مي کني؟
دختر در حالي که گريه مي کرد، گفت: مي خواستم براي مادرم يک شاخه گل رز بخرم ولي فقط 75 سنت دارم در حالي که گل رز 2 دلار مي شود. مرد لبخندي زد و گفت: با من بيا، من براي تو يک شاخه گل رز قشنگ مي خرم.
وقتي از گل فروشي خارج مي شدند، مرد به دختر گفت: "مادرت کجاست؟ مي خواهي تو را برسانم؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به قبرستان آن طرف خيابان اشاره کرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روي يک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.
مرد دلش گرفت، طاقت نياورد، به گل فروشي برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مايل رانندگي کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.
روز مادر و زن بر تمامي مادران و همسران مبارك

|
ترانه اي که بسيجيان عزيز لطف کردن براي روز خواهر آماده کردن : خواهرم در كوچه آرايش مكن از جوانان سلب آسايش مكن گيسوان از روسري بيرون مريز بر مسير ديدگان افسون مريز خواهرم ديگر تو كودك نيستي فاش مي گويم عروسك نيستي خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟ پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟ خواهرم اينقدر طنازي نكن! با امور شرع لجبازي نكن ترکه می ره مجلس عزا می خواسته دلداری بده میگه مرگ حقه رضا خان با اون عظمتش مرد. نادر شاه با اون ابهتت مرد بابای تو که گوز اونا هم حساب نمیشد نگاه ساكت باران بروي صورتم دزدانه مي لغزد ولي ياران نمي دانند كه من دريايي از دردم به ظاهر گرچه ميخندم به تركه ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو ميگه مامانتو تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت! اگر از پايان گرفتن غم هايت نااميد شده اي به خاطر بياور که زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدى، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند رشتيه مياد خونه ميبينه بچه ها حسابي شلوغ پلوغ كردن . ميگيره همه رو ميزنه و ساكتشون ميكنه بجز يكي كه اصلا هيچي بهش نميگه. رفيقش بهش ميگه: بابا چرا اينقدر بين بچه هات فرق ميگذاري؟ رشتيه ميگه: آخه اون يكي سيده ترکه مشغول شستن ماشينش بود. ازش پرسيدند: چرا از پلاك ماشين شروع كردي؟ جواب داد: آخر دفعه قبل كه ماشين ميشستم، وقتي به پلاكش رسيدم، ديدم ماشين خودم نيست. اگر روزي دلت لبريز غم بود گذارت بر مزار کهنه ام بود بگو اين بي نصيب خفته در خاک يه روزي عاشق و ديوانه ام بود از زندگي سه چيز آموختم 1.از عشق رسوايي 2.از دوست بي وفايي3. از شب تنهايي ویرانگرترین کلمه " تمسخر است " دوست داری با تو چنین کنند ؟ - بیرحمترین کلمه " تنفر " است از بین ببرش . - زشت ترین کلمه " دو رویی " است یکرنگ باش . - عمیق ترین کلمه " عشق " است به آن ارج بنه اگه يه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبي باشه ? كه مثل آسمون هميشه رو سرم باشي .. مي ميرم برات عشق چیست :. به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد به باد گفتم عشق چيست؟! وزيد به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد به انسان گفتم عشق چيست؟! اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست عكستو زدم جاي ساعت ديواري از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام عمري با غم عشقت نشستم به تو پيوستم و از خود گسستم وليكن سرنوشتم اين 3حرف بود تورا ديدم ، پسنديدم ، گسستم 666سه تا شيش داره مال پارسال بود امسال مد شده 777 سه تا هفت داره ، زمستونا خيابونا برفداره ؛ صابون كه به دست بمالي كف داره ، ايران و اينجوري نبين نفت داره ، نونوايي محلمون صف داره ، آهنگاي قديمي توش دف داره گفتم : مجنونم کفتي : باش گفتم : مجنون توام ليلي گفتي : باش گفتم : چاره چيست ؟ گفتي : انتظار کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود دل هیچکس نمی سوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که می سوزد سر خاکم من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم ميدوني فرق تو با عشق زندگي و گل چيه ؟ عشق يك كلمه هست ولي تو معني ان هستي ، زندگي يك اجبار هست ولي تو دليل آن هستي ، گل يك گياه هست ولي تو عطر آن هستي درسکوت دادگاه سرنوشت / عشق برما حکم سنگینی نوشت / گفته شد دل داده ها از هم جدا / وای بر این حکم و این قانون زشت مي شود اي دوست آيا آن نگاهت را خريد ؟****يا براي آسمان ها روي ماهت را خريد؟******* من دلم لبريز از آشوب و زنگار رو غم است****مي شود آيينه وش يه لحظه آهت را خريد؟ پاييز از زمستون غمگين تره چون بهار و نديده، ولي من از پاييز غمگين ترم ، چون تاحالا تورو نديدم دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!! و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!! وقتی غمگین است آه میکشد و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد . وقتی بدش می آید میگوید ویشششش . وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی. همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود يه ترکه ميخواسته بخوابه دوتا جا ميندازه، ميگن چرا دوتا جا انداختي، ميگه آخه دو شبه که نخوابيدم ترکه میگن نخست وزیر به انگلیسی چی میشه ؟ میگه : First And Under !!! فهميدن عشق را چه مشکل کردند ما را ز درون خويش غافل کردند انگار کسي به فکر ماهي ها نيست سهراب بيا که آب را گل کردند رشتيه با احساس از زنش ميپرسه شب عروسيمون يادت مياد؟؟؟ زن:آره, چقدر جات خالي فردا که بارون بیاد شاید زیر چتر تو باشم ... و از همین حالا خیس باروونم امروز قلبم درد گرفته بود. فکر کنم یه کمی تپل شدی و جات تنگ شده دختر با ظاهری ساده و نه مذهبی در حال عبور کردن از خیابان بود پسری از پیاده رو داد زد سیبیییلو چطوری؟ دختز کاملا خونسرد تبسمی کرد و جواب داد وقتی تو زیر ابرو بر می داری من سیبیل می زارم تا این جامعه یه مرد هم داشته باشه پسر سرخ شد و چیزی نگفت کاش کودک بودم تا بزرگترين شيطنت زندگي ام نقاشي روي ديوار بود ، اي کاش کودک بودم تا از ته دل مي خنديدم نه اينکه مجبور باشم همواره تبسمي تلخ بر لب داشته باشم ، اي کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه همه چيز را فراموش مي کردم مراقب افکارت باش که گفتارت میشود... مراقب گفتارت باش که رفتارت میشود... مراقب رفتارت باش که عادتت میشود... مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود... مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقان ، عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد ، امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ، ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست |


















_w.jpg)













دیگه کم کم باورم شد که باید تنها بمونم
گفتی که فراموشم کن نه نخواه .. من نمی تونم
بعد تو روز و شب من دیگه معنایی نداره
هر چی خوبیه تو دنیا تو رو یاد من می یاره
می دونی که بی تو تنهام غروبا دلم می گیره
وقتی که نیستی کنارم دلم از غصه می میره
می دونی روزای رفته بی تو معنایی نداشته
سر نوشت ما رو جدا کرد من و تنها جا گذاشته
حسرت بودنه با تو توی قلب من می مونه
حال و روز دل من رو هیشکی جز تو نمی دونه

پیش از تو آبی آرام اجازه جاری شدن را نداشت و اکنون به برکت وجود توست که معنای واقعی عشق را درک کرده ام
شقایق عاشق بود و اجازه دوست داشتن را نداشت
آسمان غمگین بود و چاره ای جز گریستن نداشت
پیش از تو قلبها بی ستاره بود و تنها....
غروب بی افق بود و سپیده دم بی نور....
فاصله ها مبهم بود و رویاها حقیقتی تلخ...
عشق احساسی غریب بود و ابدیت بی مفهوم و پوچ.
پیش از تو چشمها در حسرت یک نگاه عاشقانه بود و
چراغ ساحل آسودگی ها در بی کرانی دریا ناپدید می شد.
پیش از تو نیازمند چیزی بودم که باورش کنم و تو آمدی
پس بودنت در کنارم را همیشه می ستایم









عاشق من صاحب دل من
اگه من منم اون عاشق تو قصه ها منم
اگه نیازم نزار ببازم
بزارتو دلت خونه ی عشقو بسازم
روی کف دستم با خون نوشتم
که توی میمونی تنها عشقم
پس چرا بهم نگفتی یک کلام
که من تو رو دوست دارم






میدونم هرجای دنیا که باشم تو دلم عشق تو کم رنگ نمیشه
بهار میدونی دلم گرفته![]()
بغض زمستون گلومو بسته![]()
اون که برای من عزیز ترین بود![]()
واسه همیشه از پیشم رفته![]()
برام چی مونده از اون همه رو
ز
چشم های گریون قلبی پریشون![]()
بهار میدونی خونم خراب شد![]()
اون که میخواستم از من جدا شد![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري
روبروم نشستي اما از غريبه کم نداري
روبروي من نشستي توي چشم تو ستاره
از صداي تو شنيدم که دلت دوستم نداره
تو مگه قسم نخوردي دلمو تنها نذاري
هرگز از روز جدايي سخني به لب نياري
حالا روبروم نشستي حرف تو فقط جدايي
تو قسم نخورده بودي که يه دنيا بي وفايي
تو قسم نخورده بودي روزي عشق تو ميميره
نور يک ستاره يک شب جاي مهتاب و ميگيره
تو مگه قسم نخوردي ...
منو ببخش

انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صداي خوب برايم صداتري
آيينه اي به پاكي سر چشمه ي يقين
با اينكه روبروي مني و مكدري
تو عطر هر سپيده و نجواي هر نسيم
تو انتهاي هر ره و آن سوي هر دري
لالاي پر نوازش باران نم نمي
خاك مرا به خواب گل سرخ مي بري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صدای خوب برايم صداتري
درهاي ناگشوده ي معناي هر غروب
مفهوم سر به مهر طلوع مكرري
هم روح لحظه هاي شكوفايي و طلوع
هم روح لحظه هاي گل ياس پرپري
از تو اگر كه بگذرم ، از خود گذشته ام
هرگز گمان نمي برم از من ، تو بگذري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صداي خوب برايم صداتري
من غرقه ي تمناي غرقاب هاي مرگ
تو لحظه ي عزيز رسيدن به بندري
من چيره مي شوم به هراس غريب مرگ
از تو مراست وعده ي ميلاد ديگري
از تو اگر كه بگذرم از خود گذشته ام
هرگز گمان نمي برم از من تو بگذري
انگار با من از همه كس آشناتري
از هر صداي خوب برايم

نیه توچکا،آخر یک روز صبح از خواب بیدار شدم و دیدم
آنقدر تو را دوست دارم که از اندازه خارج است .من در
سراسر آن شب خوابت را می دیدم.من نمی خواستم تو را
دوست داشته باشم ، نه نمی خواستم. شب بعد که به
رختخواب رفتم با خود گفتم که اگر امشب هم
مانند شب پیش بر من بگذرد چه کنم!
هرچه تلاش کردم که بخوابم نشد .
ببین نیه توچکا ،آدم چقدر می تونه بد جنس باشد.
داستایوفسکی


|
اگرخنده زلبهایم گریزد اگر اشک ز چشمانم بریزد اگر با اشک خود دریا بسازنم اگرباخنده خود رویابسازم اگر دردت شود با من هم اغوش اگر یارت شود از دل فراموش بدان تا دم مرگ دوستت دارم
|

عشق
عشق
عشق
عشق
عشق
عشق
عشق
عشق عشق عشق
عشق عشق عشق
عشق
عشق عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق عشق
عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق
عشق عشق عشق
عشق
عشق عشق عشق
عشق عشق عشق
عشق
عشق
عشق عشق عشق
عشق عشق عشق
عشق
عشق
عشق عشق عشق
عشق عشق عشق








بین من و تو جدای هاست 
من آن کبوترم که با تو به آسمانها پر می کشم
در شعله های قهر تو می سوزم
غم تو از آتش جهنم در دلم بدتر است
در دل چگونه یاد تو می میرد
عشق مرا فراموش نکن که یاد تو عشق اول و آخر من است
یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل می ذاره
همون کسی که بیشتر از همه دوستت داره...





توی غربت چشات چیزیه که نمی خوام بدونم
چون برق چشاتو دوست دارم
ان نگاهاتو دوست دارم
لحظه لحظه هاتو دوست


دیر یا زود؟ امروز یا فردا؟ نسیم پیشاهنگ این کاروان شادی بخش از دور فرا خواهد رسید
و از میان جاده های پر گل و سبزه بهشت عبور خواهد کرد در آن هنگام همان گونه که
من به یاد تو هستم و تورا هرگز فراموش نمی کنم امید وارم که تو هم مرا در جاده ی
عشق ودوستی تنها نگزاری


![]()
باغبان در باز كن من مرد گلچين نيستم من اسيريك گلم خواهان هر گل نيستم![]()
![]()
زندگي رودخانه اي است كه به شاخه هاي مختلف تقسيم ميشه بعضي از شاخه ها مصدود ميشن اما شاخه ي اصلي به حركت خود ادامه مي دهد پس بيا در شاخه ي اصلي حركت كنيم![]()
![]()
چشمت رو آینه وا کن واسه ما ستاره کم نیست اون که آرزوشو داری حتی قد خودت هم نیست ![]()
![]()
اگه ديدی تو آسمون هيچ ستاره ای نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ی دلت ![]()
![]()
عده ي زيادي هستند كه منتظر خوشبختي هستن. اما غافل از اينكه قانون طبيعت برعكسه اينه. اين ”خوشبختيه“ كه منتظر ماست. زيرا ما خالق او هستيم ![]()
![]()
دو حرف رو نبايد باور كني: حرفاي پا منقلي و حرفاي تو بغلي![]()
![]()
مغرورانه اشك ريختيم ... چه مغرورانه سكوت كرديم ... چه مغرورانه التماس كرديم ... چه مغرورانه از هم گريختيم ... غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند ... هديه شيطان را به هم تقديم كرديم و هديه خداوند را پنهان كرديم![]()
![]()
دوستي دست لطيفي است كه گلبرگ محبت دارد در ك احساس نوازش دل تبدار لياقت دارد گر چه شاديم كه امروز بهاريست خزان مي آيد سبز و شاداب هر آن گل كه در اين باغ صداقت دارد با رها بر در و ديوار نوشتيم توقف ممنوع![]()
![]()
آيا ميداني چه عاشقانه پشت سرت گريستم؟ وهق هق شبانه ام قلب ستاره هاي غريب را لرزاند آيا ميداني؟![]()
![]()
ولي افسوس بايد مي رفتي .... براي بودنت من لحظه هارا به عقب بردم وتو در چشمهاي گريه آلودم نگاه کردي ولي افسوس بايد مي رفتي ![]()
![]()
چشام و مي بندم سعي ميکنم يادم بره که خورشيد چه جوري مسخره ام ميکرد يادم بره که جاده چه جوري فراموشم کرد، يادم بره که ماه واسه چي و به چه جرمي از آسمونم کوچ کرد انتظار دستهام ديگه بي معني شده،سکوتم دردمو نمي فهمه ![]()
![]()
آن شبانگاه که دل بر سر راهت دادم بنده عشق تو گشتم تو شدی بنیادم طالع سعد من از یاد نگاه تو بود چشم زیبای خمارت نرود از یادم با تو بودن چه خوش است آی پریزاد اميد مست روی مه تو هستم و اینک شادم در کمینم که شبی بگذری از کوچه دل که من اینگونه به دنبال رهت افتادم نیستم در غم حسرت که تویی یاور من با تو ای افسانه من تا به ابد آزادم![]()
![]()
وقتی کسی نیست که بهش فکر کنی به آسمان بیندیش چون در آسمان همیشه کسی هست که به تو فکر کنه![]()
![]()
وقتی که دیگر دلواپس آن نباشیم که در چشم محبوب مان چگونه دیده می شویم، معنایش این است که دیگر عاشق نیستیم![]()
![]()
ميدونم ميتوني قلبمو آتيش بزني اما نزن...ميدونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نزار...ميدونم ميتوني بريو باکس ديگهاي دوست شي اما نشو...ميدونم ميتوني جواب منو ندي اما بده...ميدونم ميتوني نابودم کني اما نکن...ميدونم ميتوني واسم اف نزاري ولي بزار اي مهربون من دوست دارم![]()
![]()
مهم نیست كه با چه لباسي مياي، مهم نيست كه با چه ماشيني مياي، مهم نيست كي مياي... فقط بيا اين آشغالارو از جلوي در بردار، بو ميده![]()
![]()